معانی کلمه : تحمید
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
حمد کردن، ستایش کردن، ستودن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ستودن ، ستایش کردن .
فرهنگ فارسی
حمدکردن، ستایش کردن، ستودن
۱- ( مصدر ) ستودن ستایش کردن ۲- پسندیدن . ۳- ( اسم ) ستایش . جمع : تحمیدات .
۱- ( مصدر ) ستودن ستایش کردن ۲- پسندیدن . ۳- ( اسم ) ستایش . جمع : تحمیدات .
مترادف و متضاد
۱. ستایش، ثناگویی، سپاسگویی
۲. ثنا گفتن، حمد کردن، ستایش کردن، ستودن
۳. پسندیدن
