کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : تحمل سرخوردگی
تلفظ بین المللی :
/tahˈammol sˌarxordˈeɡi/
تلفظ :
[tah'ammol s,aRxoRd'egi]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
تحمل
تحمل خرابی
تحمل خطا
تحمل خسارت
تحمل ناپذیر
تحمل ناپذیری
تحمل پذیر
تحمل کردن
تحمل کرده یا شده
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
توانایی فرد برای تحمل سرخوردگی
فرهنگستان زبان و ادب
{frustration tolerance} [روان شناسی] توانایی فرد برای تحمل سرخوردگی
کلمات مرتبط
تحمل
تحمل خرابی
تحمل خطا
تحمل خسارت
تحمل ناپذیر
تحمل ناپذیری
تحمل پذیر
تحمل کردن
تحمل کرده یا شده
نظرات