Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تحلم

تلفظ بین المللی : /tˈahlam/ تلفظ :‌ [t'ahlam]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • تحلمه
  • ذو تسلم
  • روان شناسی تحلیلی
  • روش تحلیل تأثیر بر روند
  • زبان تحلیلی
  • اندام تحلیل رفته
  • شاخص تحمل
  • سطح تحلیل
  • سطح تحمل آفت کُش
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

تحلم. [ ت َح َل ْ ل ُ ] ( ع مص ) حلم نمودن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). به تکلف بردباری نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || آکنده و فربه شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || تحلم مال ؛ فربه شدن شتران. || تحلم ضب و صبی و جراد؛ پیه ناک شدن سوسمار و کودک و ملخ. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). فربه شدن سوسمار و ...

فرهنگ عمید

۱. حلم ورزیدن.
۲. به تکلف بردباری کردن.

فرهنگ معین

(تَ حَ لُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - بردباری نمودن ، حلم ورزیدن . ۲ - به تکلف بردباری نمودن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) خواب دیدن .

مترادف و متضاد

۱. بردباری، حلمورزی
۲. خواب دیدن


کلمات مرتبط

  • تحلمه
  • ذو تسلم
  • روان شناسی تحلیلی
  • روش تحلیل تأثیر بر روند
  • زبان تحلیلی
  • اندام تحلیل رفته
  • شاخص تحمل
  • سطح تحلیل
  • سطح تحمل آفت کُش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات