معانی کلمه : تحلل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. بحلی خواستن، طلب حلالیت کردن.
۲. کفاره دادن برای سوگند و رها شدن از قید سوگند با دادن کفاره.
۲. کفاره دادن برای سوگند و رها شدن از قید سوگند با دادن کفاره.
فرهنگ معین
(تَ حَ لُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - حلال طلبیدن ، بحلی خواستن . ۲ - با دادن کفاره از قید سوگند رها شدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- استثنا کردن در سوگند. ۲- بیرون آمدن از قسم بکفاره . ۳- بحلی خواستن .
