تحقیق. [ ت َ ] ( ع مص ) حقیقت کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). || درست کردن. ( دهار ).درست و راست کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || رسیدگی و وارسی کردن. ( ناظم الاطباء ). به کنه مطلب رسیدن و واقع چیزی را بدست آوردن.( فرهنگ نظام ). || بدانستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). درست بدانستن. ( دهار ). بدانستن و تصدیق کردن قولی را. ( منتهی الارب ). تصدیق کردن قول یا گمانی را...
فرهنگ عمید
۱. پژوهش. ۲. (اسم ) جزوه، دفتر و مانند این ها که چگونگی و مراحل انجام و نتیجه پژوهش در آن نوشته می شود. ۳. بازجویی کردن، کسب اطلاع کردن. ۴. [قدیمی] راستی، درستی. ۵. [قدیمی] حقیقت جویی، حکمت.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - درست کردن . ۲ - درستی امری را بررسی کردن .
فرهنگ فارسی
حقیقت پیداکردن، بحقیقت پیوستن، راست ودرست شدن ، به حقیقت امری رسیدگی کردن، رسیدگی وبازجویی ۱-( مصدر )درست کردن رسیدن بر رسیدن پژوهیدن . ۲- ( اسم ) پژوهش رسیدگی . بررسی مطالعه . ۳- حقیقت واقعیت . جمع : تحقیقات .
[ویکی فقه] تحقیق (ابهام زدایی). واژه تحقیق ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • تحقیق (قرائت)، ادای درست حروف از جهت مخارج و صفات ویژه آن ها• تحقیق (فلسفه و عرفان)، اصطلاحی در منطق فلسفه و عرفان...wikifeqh: لغت به معنای تصدیق کردن و درست دانستن، به کنه مطلب رسیدن و واقع چیزی را به دست آوردن و نیز به معنای رسیدگی و وارسی کردن است، و سخن محقَّق یعنی سخن درست و استوار در فلسفه و عرفان، علاوه ب...