Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تحفیل

تلفظ بین المللی : /tˈahfil/ تلفظ :‌ [t'ahfil]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • التحصیل
  • رسید تحویل تجهیزات
  • روان شناسی تحلیلی
  • روز تحویل
  • روش تحلیل تأثیر بر روند
  • زبان تحلیلی
  • اندام تحلیل رفته
  • سطح تحلیل
  • سطح جهانی تحلیل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

تحفیل. [ ت َ ] ( ع مص ) گرد کردن آب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). جمع کردن چیزی را. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || زینت دادن و آراستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). زینت دادن. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || چند گاه نادوشیدن گوسفند را به جهت فروختن تا بزرگ پستان و پرشیر نماید. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). چند گاه نادوشیدن شتر یا گاو یا گوسفند تا شیر د...

فرهنگ عمید

۱. جمع کردن، گرد آوردن.
۲. آراستن.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) زینت دادن ، آراستن .

کلمات مرتبط

  • التحصیل
  • رسید تحویل تجهیزات
  • روان شناسی تحلیلی
  • روز تحویل
  • روش تحلیل تأثیر بر روند
  • زبان تحلیلی
  • اندام تحلیل رفته
  • سطح تحلیل
  • سطح جهانی تحلیل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات