کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تحفل | کلماتور
معانی کلمه : تحفل
تلفظ بین المللی :
/tahˈaffol/
تلفظ :
[tah'affol]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
روان شناسی تحلیلی
روش تحلیل تأثیر بر روند
زبان تحلیلی
اندام تحلیل رفته
شاخص تحمل
سطح تحلیل
سطح تحمل آفت کُش
سطح جهانی تحلیل
سطح فردی تحلیل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تحفل. [ ت َ ح َف ْ ف ُ] ( ع مص ) زدوده شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || زینت گرفتن و آراسته شدن. ( منتهی الارب ). آراسته شدن. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || تحفل آب و لبن ؛ گرد آمدن آن. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تحفل آب ؛ تجمع آن. ( قطر المحیط ). تحفل شیر؛ جمع شدن آن. ( اقرب الموارد ). || تحفل مجلس ؛ پر گردیدن آن از مردم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقر...
فرهنگ عمید
بسیار شدن اهل مجلس، پر شدن مجلس از مردم.
فرهنگ معین
(تَ حَ فُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - محفل ساختن ، دور هم جمع شدن . ۲ - پُر شدن مجلس از مردم .
کلمات مرتبط
روان شناسی تحلیلی
روش تحلیل تأثیر بر روند
زبان تحلیلی
اندام تحلیل رفته
شاخص تحمل
سطح تحلیل
سطح تحمل آفت کُش
سطح جهانی تحلیل
سطح فردی تحلیل
نظرات