Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تحصن

تلفظ بین المللی : /tahˈasson/ تلفظ :‌ [tah'asson]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • تحصن کردن
  • تحصن دانشگاه زنجان در خرداد 1387
  • تحصن شاه عبدالعظیم
  • تحصن و استعفاء جمعی از نمایندگان مجلس ششم
  • تحصن و استعفای جمعی از نمایندگان مجلس ششم
  • تحصنگاه
  • سامی تحصنی
  • تحصنا
  • تحصنون
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

تحصن. [ ت َ ح َص ْ ص ُ ] ( ع مص ) حصار گرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). در حصن شدن. ( منتهی الارب ). در حصار شدن. ( غیاث اللغات ). در حصن داخل شدن. ( ناظم الاطباء ). حصن گرفتن مرد برای خود. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || به جایی که مورد احترام است پناه جستن ، مانند مزار ائمه یا خانه شاهی یا وزیری یا عالمی. بست نشستن. || حِصان گردیدن. ( منتهی الارب ). حصان گردیدن اسب. ( اقرب الموارد ) (...

فرهنگ عمید

۱. (سیاسی ) به جایی پناهنده شدن.
۲. (سیاسی ) بست نشستن.
۳. [قدیمی] در حصار شدن.
۴. [قدیمی] در جای استوار و محکم قرار گرفتن.

فرهنگ معین

(تَ حَ صُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) به جایی پناه بردن ، بست نشستن .

دانشنامه آزاد فارسی

تحصّن
رجوع شود به:بست نشینی
wikijoo: تحصن

فرهنگ فارسی

درحصارشدن، بجائی پناهنده شدنبست نشستن
۱- ( مصدر ) در پناه شدن پناه جستن . ۲- بدزنشستن در قلعه پناه گرفتن . ۳-( اسم ) دز نشینی دژ نشینی . جمع تحصنات .

دانشنامه عمومی

1. به جایی پناهنده شدن . 2. بست نشستن. 3.در حصار شدن. 4.در جای استوار و محکم قرار گرفتن.

تحصن یا بَست نشینی گونه ای کنشِ اعتراضی است که در آن فرد یا افرادی با اشغالِ یک منطقه و بیشتر برای ترویجِ تغییراتِ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به آن دست می زنند.پرهیز از خشونتبست نشینیجدایی نژادی در ایالات متحده آمریکانافرمانی مدنیجنبش حقوق مدنی آمریکایی های آفریقایی تبار (۶۸-۱۹۵۵)کمپین صلح جان لنون و یوکو ...

مترادف و متضاد

دژنشینی

بست نشستن، پناه‌جستن

بست، بست‌نشینی، پناه‌جویی

۱. بست، بستنشینی، پناهجویی
۲. دژنشینی
۳. بست نشستن، پناهجستن

refuge (اسم)پناه، پناه گاه، پناهندگی، مفر، ملجا، تحصنself-defense (اسم)تحصن، خود پدافند، دفاع از نفس، دفاع از خود یا اموال خود...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] پناه بردن به جای مورد احترام مانند مزار امام و امامزاده، و نیز نوعی اقامت یا توقف دسته جمعی در یک مکان مهم مانند خانه شاه یا وزیر یا عالم، به نشانه اعتراض سیاسی را تحصن گویند.این واژه در لغت به معنای پناه گرفتن در قلعه و در حصارشدن است. تحصن با مفاهیم بست و بست نشینی قرابت معنایی دارد و گاه به معنای بَست و بست نشینی آمده است. پیشینه تحصنتحصن ابتدا به مفهوم بست نشینی بود ، اما به مرور زم...

فرهنگ فارسی ساره

بست


کلمات مرتبط

  • تحصن کردن
  • تحصن دانشگاه زنجان در خرداد 1387
  • تحصن شاه عبدالعظیم
  • تحصن و استعفاء جمعی از نمایندگان مجلس ششم
  • تحصن و استعفای جمعی از نمایندگان مجلس ششم
  • تحصنگاه
  • سامی تحصنی
  • تحصنا
  • تحصنون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات