معانی کلمه : تحذیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. بر حذر ساختن، ترساندن.
۲. پرهیز دادن.
۲. پرهیز دادن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - ترسانیدن . ۲ - پرهیز دادن .
فرهنگ فارسی
برحذرساختن، ترساندن، پرهیزدادن
( مصدر ) ۱- ترسانیدن بیم دادن. ۲- پرهیزانیدن پرهیز فرمودن . جمع : تحذیرات .
( مصدر ) ۱- ترسانیدن بیم دادن. ۲- پرهیزانیدن پرهیز فرمودن . جمع : تحذیرات .
مترادف و متضاد
احتراز، انذار ≠ اغرا، تحریک، تشویق، تحریض
۱. احتراز، انذار ≠ اغرا، تحریک، تشویق، تحریض
۲. بازداری، حذر، منع
۳. بیم دادن، پرهیزاندن، باز داشتن، برحذرداشتن، ترساندن، ترسانیدن
