معانی کلمه : تحت الحمایگی
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
وضعیت یک دولت غالباً ضعیف در تعامل با دولتی قدرتمند در عرصۀ بینالمللی که در چارچوب یک موافقتنامۀ بینالمللی اختیار تصمیمگیری آن دولت در امور سیاست خارجی و امنیتی به دولتی قدرتمند واگذار شده است
فرهنگستان زبان و ادب
{protectorate} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] وضعیت یک دولت غالباً ضعیف در تعامل با دولتی قدرتمند در عرصۀ بین المللی که در چارچوب یک موافقت نامۀ بین المللی اختیار تصمیم گیری آن دولت در امور سیاست خارجی و امنیتی به دولتی قدرتمند واگذار شده است
