معانی کلمه : تجمیع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) گرد کردن ، بسیار گرد کردن . ۲ - (مص ل . ) به نماز جمعه حاضر شدن . ۳ - (اِمص . ) گردآوری .
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) گرد کردن بسیار گرد آوردن . ۲- ( مصدر ) بنماز جمعه حاضر شدن ۳- ( اسم ) گرد آوری . جمع : تجمیعات .
واژه نامه بختیاریکا
دو به یک
