معانی کلمه : تجلیل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
بزرگداشت.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) بزرگ داشتن ، احترام گذاشتن .
فرهنگ فارسی
بزرگ کردن، بزرگ داشتن، احترام کردن، بزرگداشت
( مصدر ) ۱- بزرگ داشتن تبجیل . ۲- ( اسم ) بزرگداشت . جمع : تجلیلات . توضیح در عربی بمعنی (( قرار دادن جل اسب را ) ) آمده و ایرانیان در معنی آن تصرف کرده بمعنی (( اجلال ) ) گرفته اند.
( مصدر ) ۱- بزرگ داشتن تبجیل . ۲- ( اسم ) بزرگداشت . جمع : تجلیلات . توضیح در عربی بمعنی (( قرار دادن جل اسب را ) ) آمده و ایرانیان در معنی آن تصرف کرده بمعنی (( اجلال ) ) گرفته اند.
مترادف و متضاد
بزرگداشتن
اجلال، احترام، بزرگداشت، تبجیل، تعظیم، تکریم ≠ تحقیر، خوارداشت
۱. اجلال، احترام، بزرگداشت، تبجیل، تعظیم، تکریم
۲. بزرگداشتن ≠ تحقیر، خوارداشت
