کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تجعثم
تلفظ بین المللی :
/tˌadʒaʔʔˈosam/
تلفظ :
[t,adZa??'osam]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
تلعثم
تجثم
تجرثم
تجعثن
تجعم
تجسم اعمال
تجسیم
تجدید تجسم
تجسم روح
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
تجعثم. [ ت َ ج َ ث ُ ] ( ع مص ) ترنجیدن و درهم کشیده شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). فشرده شدن و داخل شدن بعضی در بعض دیگر. تجعثن. ( از اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). رجوع به تجعثن شود.
کلمات مرتبط
تلعثم
تجثم
تجرثم
تجعثن
تجعم
تجسم اعمال
تجسیم
تجدید تجسم
تجسم روح
نظرات