Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ تجرمه

تلفظ بین المللی : /tˌadʒarrˈomeː/ تلفظ :‌ [t,adZaRR'ome:]
لغت نامه دهخدا
  • صاحب ترجمه
  • کاغذ ترمه
  • کم تجربه
  • گنبد ترمه
  • بنگاه ترجمه و نشر کتاب
  • با تجربه
  • ادم بی تجربه
  • ادم خام دست و بی تجربه
  • بد ترجمه کردن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

تجرمه. [ ت ُ ج َ م َ ] ( اِخ ) پدر هایکانااولین کس از نژاد ارامنه : ارامنه نژاد خود را بشخصی میرسانند که هایکانا نام داشته و گویند که او پسر همان کس بود که در تورات او را تجرمه نامیده اند. ( کتاب پیدایش باب دهم ) ( تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2268 ).

کلمات مرتبط

  • صاحب ترجمه
  • کاغذ ترمه
  • کم تجربه
  • گنبد ترمه
  • بنگاه ترجمه و نشر کتاب
  • با تجربه
  • ادم بی تجربه
  • ادم خام دست و بی تجربه
  • بد ترجمه کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات