Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ تتربوه

تلفظ بین المللی : /tatˈarbuːh/ تلفظ :‌ [tat'aRbu:h]
لغت نامه دهخدا
  • تتربو
  • تتربورو نیوجرسی
  • تقربوها
  • تقربوهن
  • کم تجربه
  • با تجربه
  • ادم بی تجربه
  • ادم خام دست و بی تجربه
  • تجربه بیرون از بدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

تتربوه. [ ت َ رَ ] ( اِ ) تتربو. ( فرهنگ جهانگیری ) ( برهان ) ( فرهنگ نظام ) ( ناظم الاطباء ). ظرافت و لاغ و مسخرگی. ( برهان ). لاغ و تمسخر و مضحکه مجلس شدن. ( فرهنگ شعوری ج 1 ورق 292 الف ) :
گشت آنکه شد همیشه پی هزل و تتربوه
از که سبکتر ارچه گران بود همچو کوه.
شهاب.
رجوع به تتربو و تتره شود.

کلمات مرتبط

  • تتربو
  • تتربورو نیوجرسی
  • تقربوها
  • تقربوهن
  • کم تجربه
  • با تجربه
  • ادم بی تجربه
  • ادم خام دست و بی تجربه
  • تجربه بیرون از بدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات