معانی کلمه : تبین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(تَ بَ یُّ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) بجای آوردن ، شناختن . ۲ - هویدا شدن ، پیدا گشتن . ۳ - (مص م . ) پیدا کردن ، آشکار کردن .
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) بجای آوردن شناختن . ۲- هویدا شدن پیدا گشتن . ۳- ( مصدر ) پیدا کردن آشکار کردن.
دانشنامه عمومی
تبین نام شهر و شهرستانی در استان قاهره مصر است.
فهرست شهرهای مصر
فهرست شهرهای مصر
wiki: تبین
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی تَبَیَّنَ: هویدا شد - آشکار گشت
معنی تُبَیِّنَ: تا بیان کنی - تا آشکار کنی
ریشه کلمه:
بین (۵۲۳ بار)
معنی تُبَیِّنَ: تا بیان کنی - تا آشکار کنی
ریشه کلمه:
بین (۵۲۳ بار)
wikialkb: تَبَیّن
