کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تبقط | کلماتور
معنی کلمه : تبقط
تلفظ بین المللی :
/tabˈaq1q1ot/
تلفظ :
[tab'aq1q1ot]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ستون تقطیر
سرستون تقطیر
منحنی تقطیر
اسباب تقطیر
تقطیر شدن
تقطیر کردن
تقطیر کننده
تقطیع شعری
تقطیع کردن شعر
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
تبقط. [ ت َ ب َق ْ ق ُ ] ( ع مص ) تبقط خبر؛ گرفتن آن را اندک اندک. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اندک اندک گرفتن. ( آنندراج ). || تبقط طعام ؛ تناول آن اندک اندک. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ).
کلمات مرتبط
ستون تقطیر
سرستون تقطیر
منحنی تقطیر
اسباب تقطیر
تقطیر شدن
تقطیر کردن
تقطیر کننده
تقطیع شعری
تقطیع کردن شعر
نظرات