معانی کلمه : تبعیض
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
بعضی را بر بعضی دیگر بدون دلیل موجّه و عادلانه ترجیح دادن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) تقسیم و جدا کردن بعضی را از بعضی . ۲ - (اِمص . ) بعضی را بر بعضی برتری دادن . ،~ نژادی برتر شمردن نژادی نسبت به نژاد دیگر.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
برخورد غیرعادلانۀ ناشی از پیشداوری و تعصب نسبت به برخی افراد براساس معیارهای قومی و جنسی و نژادی و دینی
دانشنامه عمومی
دو چشمی.
مترادف و متضاد
حقکشی، رجحانبلامرجح ≠ عدالت
prejudice (اسم)
تعصب، ضرر، تبعیض، غرض، پیش داوری، غرض ورزی، قضاوت تبعیض امیز، خسارت وضرر
discrimination (اسم)
تمیز، فرق، فرق گذاری، تبعیض
فرهنگستان زبان و ادب
{discrimination} [روان شناسی] برخورد غیرعادلانۀ ناشی از پیش داوری و تعصب نسبت به برخی افراد براساس معیارهای قومی و جنسی و نژادی و دینی
