کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تبسیدن | کلماتور
معانی کلمه : تبسیدن
تلفظ بین المللی :
/tabsˈidan/
تلفظ :
[tabs'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
تاسیدن
تباسیدن
ترسیدن
تبسیده
تفسیدن
عدم تسلط بر گفتار و ترسیدن هنگام کم اوردن
از سایه ی خود ترسیدن یا رمیدن
مثل سگ ترسیدن
تبیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
تبسیدن. [ ت َ دَ ] ( مص ) تفسیدن است که گرم شدن باشد. ( برهان ). گرم شدن. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). تفسیدن. || دارای لبهای ترکیده شدن از شدت گرما. || ناتوان و بی آرام گشتن از گرمی هوا. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تاب و تف و تفسیدن شود.
فرهنگ عمید
۱. گرم شدن.
۲. بی تاب شدن از شدت گرما.
فرهنگ معین
(تَ دَ ) (مص ل . ) گرم شدن .
کلمات مرتبط
تاسیدن
تباسیدن
ترسیدن
تبسیده
تفسیدن
عدم تسلط بر گفتار و ترسیدن هنگام کم اوردن
از سایه ی خود ترسیدن یا رمیدن
مثل سگ ترسیدن
تبیدن
نظرات