Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تبرم

تلفظ بین المللی : /tˈabarˌam/ تلفظ :‌ [t'abaR,am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • تبرماهی اب شیرین
  • تبرماهی باله سیاه
  • تبرماهی خال دار
  • تبرماهی دریایی
  • تبرماهی ریزه
  • تبرماهی مرمری
  • تبرماهی معمولی
  • تبرماهی نقره ای
  • تبرماهی های بزرگ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تبرم . [ ت َ رَ ] (اِ) زن محترم و بزرگ و خاتون . (ناظم الاطباء). شعوری آن را بفتح اول و سکون را ضبط کرده و معنی آن را خاتون بزرگ نوشته است . (لسان العجم ج 1 ورق 285 الف ) : تبرم خانواده بود مامانظرگاهش چوبوده جلوه آرا.میر نظمی (از لسان العجم شعوری ایضاً)....

فرهنگ عمید

۱. ملول شدن، دلتنگ شدن.
۲. به ستوه آمدن.

فرهنگ معین

(تَ بَ رُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) به ستوه آمدن ، ملول شدن .

فرهنگ فارسی

دلتنگ شدن، به ستوه آمدن
ستوهیدن بستوه آمدن ملول شدن .
زن محترم و بزرگ و خاتون شعوری آنرا بفتح اول و سکون را ضبط کرده و معنی آنرا خاتون بزرگ نوشته است .

کلمات مرتبط

  • تبرماهی اب شیرین
  • تبرماهی باله سیاه
  • تبرماهی خال دار
  • تبرماهی دریایی
  • تبرماهی ریزه
  • تبرماهی مرمری
  • تبرماهی معمولی
  • تبرماهی نقره ای
  • تبرماهی های بزرگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات