کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : تباعل
تلفظ بین المللی :
/tabˈɑʔol/
تلفظ :
[tab'A?ol]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سازوکار تبادلی
سَوانگاری تبادل یونی
عملگر تبادل
قالب تبادل دادۀ ارتباطات میدان نزدیک
مادۀ تبادل آنیونی
مادۀ تبادل کاتیونی
مسیر تبادل تجمعی
نسبت تبادل تنفسی
تبادل لایحه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تباعل. [ ت َ ع ُ ] ( ع مص ) جماع نمودن و ملاعبت کردن زن و شوی باهم. ( منتهی الارب ) ( از قطر المحیط ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
جماع نمودن و ملاعبت کردن زن و شوی با هم .
کلمات مرتبط
سازوکار تبادلی
سَوانگاری تبادل یونی
عملگر تبادل
قالب تبادل دادۀ ارتباطات میدان نزدیک
مادۀ تبادل آنیونی
مادۀ تبادل کاتیونی
مسیر تبادل تجمعی
نسبت تبادل تنفسی
تبادل لایحه
نظرات