معنی کلمه : تب تب
گویش مازنی
۱از اصوات قطره قطره ۲دانه های برنجی که براثر داغ شدن در روغن ...
/teb teb/ از اصوات قطره قطره - دانه های برنجی که براثر داغ شدن در روغن از شلتوک بیرون آیند

۱از اصوات قطره قطره ۲دانه های برنجی که براثر داغ شدن در روغن ...