تب . [ ت َب ب ] (ع مص ) هلاک شدن و زیان کار شدن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). هلاکی . (دهار). زیان و هلاکی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).تباً له ؛ هلاکی باد او را. الزمه اﷲ خسراناً و هلاکا؛لازم گرداند خدای تعالی هلاک او را. (از منتهی الارب ). || بریدن چیزی را؛ تب الشی ٔ. (منتهی الارب )(از ناظم الاطباء). تب الشی ٔ؛ قطعه . (قطر المحیط)....
فرهنگ عمید
حالت زیاد شدن حرارت بدن که گاهی با برخی تغییرات موضعی و امراض دیگر همراه است.* تب آوردن: (مصدر لازم ) [قدیمی] مبتلا شدن به تب.* تب خرگوشی: (پزشکی ) = تولارمی* تب دق: (پزشکی ) = سلّ* تب راجعه: (پزشکی ) بیماری عفونی ناشی از باکتری «اسپیروکت ابرمایر» که به بوسیلۀ شپش یا کنه از شخص مریض به شخص سالم سرایت می کند و باعث تب ولرز، درد مفاصل، خستگی و درد عضلات پا، کمر، و سینه، حالت تهوع، بزرگ شدن طحال، نفخ...
فرهنگ معین
(تَ ) (اِ. ) ۱ - بالا بودن دمای بدن در اثر بیماری . ۲ - مجازاً هیجان ، شور و حال .
دانشنامه آزاد فارسی
تَب (fever)افزایش دمای بدن به بیشتر از حد معمول آن، که در مورد انسان در حدود ۳۷ درجه سانتی گراد و ۹۸ درجه فارنهایت می باشد. تب بیش از آن که خود بیماری باشد، نشانه ای از وجود اختلال در بدن است. اعتقاد بر این است که بیماری های عفونی، جراحات وارده بر بافت های بدن و شرایط دیگری که باعث پیدایش تب می شوند در عملکرد غده هیپوتالاموس، که مرکز کنترل دمای بدن است، ایجاد اختلال می کنند. افزایش دما یکی از عوام...
فرهنگ فارسی
شهری در مصر قدیم و یکی از مشهورترین مداین جهان باستان که آنراتبس صد دروازه مینامیدند.مرضی که باعث زیادشدن حرارت بدن وسرعت نبض میشود( اسم ) ۱- نتیجه و اثر حالت مرض و اختلال دستگاه طبیعی بدن که با بالا رفتن حرارت طبیعی و ناراحتیهای عصبی همراهست .شهری به یونان و مرکز ناحیه ولایت ( آتیک - و - بئوثی ) . این شهر بر روی خرابه های ( تب ) باستانی بنا شده و در حدود ۳۳٠٠ تن سکنه دارد ....
دانشنامه عمومی
تب (از فارسی میانه: تپ) از علائم بیماری بوده و حالتی است که در آن دمای بدن جانوران خون گرم از مقدار طبیعی آن بیش تر شده و نقطه ثبت دمایی در مغز (set-point) جابجا می شود. تب نشانهٔ مبارزهٔ بدن در برابر عوامل بیماری زا است و گاهی نیز پاسخ دمایی دستگاه ایمنی بدن نسبت به عفونتهای داخلی تلقی می شود. در واقع در گرمای حاصل از تب بسیاری از میکروبها توانایی رشد ندارند. البته بحث و جدل های زیادی در مورد بی ...
نقل قول
تب از علائم بیماری بوده و حالتی است که در آن دمای بدن از مقدار طبیعی آن بیش تر می شود. تب نشانهٔ مبارزهٔ بدن در برابر عوامل بیماری زا است و گاهی نیز پاسخ دمایی دستگاه ایمنی بدن نسبت به عفونتهای داخلی تلقی می شود.• « برای کسی بمیر که برات تب کنه »• « بمرگ میگیره تا به تب راضی بشه »• « عکس خوی بر عارضش بین کآفتاب گرم رو / در هوای آن عرق تا هست هر روزش تب است »• « گر چه تب استخوان من کرد ز مهر گرم و ...
گویش مازنی
قطره – چکه
۱توپ – گلوله ی نخی یا پارچه ای که از آن به عنوان توپ استفاده ...
/tab/ توپ – گلوله ی نخی یا پارچه ای که از آن به عنوان توپ استفاده کنند - پهن گاو و چهارپایان ۳ورم بیضه ۴قاپیدن & قطره – چکه
گویش اصفهانی
تکیه ای: tew طاری: tev طامه ای: tev طرقی: tev کشه ای: tev نطنزی: tow
مترادف و متضاد
الم، تاب، درد
شور وهیجان همگانی
۱. الم، تاب، درد ۲. شور وهیجان همگانی
fever(اسم)
هیجان، تب، مطبقه
pyrexia(اسم)
تب
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی تُبْ عَلَیْنَا: توبه مارا بپذیرمعنی تَبَّتْ: از هر خیری کوتاه باد-بریده باد (تب و تباب به معنای خسران و هلاکت است و راغب آن را به دوام خسران معنا کرده . بعضی هم گفتهاند به معنای خیبت و نومیدی است و بعضی دیگر آن را به معنای تهی دستی از همه خیرها دانستهاند )ریشه کلمه: توب (۸۷ بار)wikialkb: تُب[ویکی فقه] تب (ابهام زدایی). واژه تب ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • تب (علوم...