Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تاکید

تلفظ بین المللی : /tˈaʔkid/ تلفظ :‌ [t'a?kid]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • تأکید
  • تآکید
  • تأکید
  • تاکید بیش از حد
  • تاکید شده
  • تاکید کردن
  • تاکید کننده
  • تاکید شدتی
  • تاکید نغمه ای
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

( تآکید ) تآکید. [ ت َ ] ( ع اِ ) دوالهایی که بدان قرپوس زین را با دو پهلوی آن بندند. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). «اکائد» و «تآکید» جمع «اِکاد» است و این جمع آن نادر است. ( از اقرب الموارد ).تأکید. [ ت َءْ ] ( ع مص ) ( از «أک د» و «وک د» ) استوار کردن گره و عهد و زین و پالان بر پشت اسب و شتر و جز آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تأکید پیمان و زین بستن و استوار کردن آنها. ( ازاقرب...

فرهنگ عمید

۱. استوار کردن، محکم کردن.
۲. [قدیمی] عهد یا کلام خود را استوارتر کردن.

فرهنگ معین

( تأکید ) (تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - استوار کردن . ۲ - عهد یا کلام خود را محکم کردن .

دانشنامه آزاد فارسی

تاکید (دستور زبان). تَأکید (دستور زبان)در اصطلاح دستور زبان، کلمه یا گروهی از کلمات که، برای تأکید و توضیح، به دنبال کلمۀ دیگر می آید. رابطۀ تأکیدی ممکن است با تکرار کلمه یا تکرار ضمیر مشترک یا به اول آوردنِ کلمۀ مورد نظر، یا ویرگول، یا واو عطف، یا بدون آن ها نشان داده شود. مثلِ کلماتِ «تنها»، «خودشان»، «خطر» در جملاتِ «من تنها و تنها این را می پسندم»، استاد «خودشان به من گفتند»، «خطر خطر».wikij...

فرهنگ فارسی

استوار کردن
استواکردن، محکم کردن، عهدیاکلام خودرااستوارکرد۱- ( مصدر ) استوار کردن سخت کردن . ۲ - کلام سابق را با دلیل و ابرام ثابت کردن . ۳- ( اسم ) استواری . ۴- الزام اثبات . ۵- بر دو قسم است : الف - تقریر چیزی بطور ثابت در ذهن مخاطل . ب - لفظی است که بر تقریر دلالت کند. ۶- مقابل تاسیس جمع : تاکیدات .دوالهایی که بدان قرپوس زین را با دو پهلوی آن بندند ٠...

مترادف و متضاد

موکد ساختن

تصریح، سفارش

محکم‌کاری، استوارسازی

ابرام، اصرار، اصرارورزی، پافشاری، پیله، سماجت

۱. ابرام، اصرار، اصرارورزی، پافشاری، پیله، سماجت
۲. تصریح، سفارش
۳. استوار کردن
۴. موکد ساختن
۵. محکمکاری، استوارسازی

accent (اسم)لهجه، تاکید، تلفظ، تشدید، مد، تکیهء صدا، علامت تکیهء صدا، طرز قرائت، قوت، صدا یا اهنگ اکسان، ضربهemphasis (اسم)تاکید، تکیهء ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تأکید (عام). تاکید (عام)، لفظ دال بر تقریر و تاکید یک مطلب است.بعضی کلمات در اعراب، استقلال ندارند؛ بلکه اعراب آن ها تابع اعراب کلمه دیگری است که آن را «متبوع» می گویند. «تاکید»، تابعی است که برای تقریر و تاکید مقصود (متبوع) آورده می شود، و آن بر دو گونه است: لفظی و معنوی؛ مانند: (فسجد الملآئکة کلهم اجمعون) "پس فرشتگان همگی یکسره سجده کردند" با آوردن «کلهم» و «اجمعون» تاکید صورت گرفته...

فرهنگ فارسی ساره

پافشار

فرهنگستان زبان و ادب

تأکید
{accent} [موسیقی] برجستگی نغمات که با تغییر شدت یا ارزش زمانی یا زیروبمی حاصل می شود

کلمات مرتبط

  • تأکید
  • تآکید
  • تأکید
  • تاکید بیش از حد
  • تاکید شده
  • تاکید کردن
  • تاکید کننده
  • تاکید شدتی
  • تاکید نغمه ای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات