Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تأصل

تلفظ بین المللی : /tˈɑsel/ تلفظ :‌ [t'Asel]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • تأصل
  • تاصل
  • زوال تالاب
  • اندیشه تالار
  • کاپور تالا
  • گوران تالار
  • مسئول تالار
  • مسئولیت تالار
  • بیست و پنج شهریور تالار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تأصل. [ ت َ ءَص ْ ص ُ ] ( ع مص ) تأثل. اصلی گرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ). بااصل گردیدن درخت و ثابت و راسخ شدن بیخ آن. ( از قطر المحیط ).

فرهنگ عمید

۱. با اصل شدن، ریشه دار شدن.
۲. اصیل بودن، دارای اصل و تبار بودن.

فرهنگ معین

( تأصل ) (تَ أَ صُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) با اصل گردیدن ، ثابت و راسخ شدن .

فرهنگ فارسی

تاثل اصلی گرفتن . با اصل گردیدن درخت و ثابت و راسخ شدن بیخ آن .

کلمات مرتبط

  • تأصل
  • تاصل
  • زوال تالاب
  • اندیشه تالار
  • کاپور تالا
  • گوران تالار
  • مسئول تالار
  • مسئولیت تالار
  • بیست و پنج شهریور تالار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات