معانی کلمه : تاویدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
= تابیدن٣: او مرا پیش شیر بپسندد / من نتاوم بر او نشسته مگس (رودکی: ۵۰۳ ).
فرهنگ معین
(دَ ) (مص ل . ) تاب آوردن ، تحمل کردن .
فرهنگ فارسی
تابیدن، تاب آوردن، طاقت آوردن
( مصدر ) تاب آوردن تحمل کردن .
( مصدر ) تاب آوردن تحمل کردن .
