Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تالیف

تلفظ بین المللی : /tˈaʔlif/ تلفظ :‌ [t'a?lif]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • تألیف
  • تآلیف
  • تألیف
  • تالیف شدن
  • تالیف عقاید مختلف
  • تالیف و تصنیف
  • تالیف و تصنیف کردن
  • تألیف کردن
  • تالیف کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

( تآلیف ) تآلیف. [ ت َ ] ( ع اِ ) جمع تألیف است. ( فرهنگ نظام ). رجوع به تألیف شود.تألیف. [ت َءْ ] ( ع مص ) جمع کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). جمع نمودن. ( منتهی الارب ). جمع نمودن با ترتیب. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). سازواری دادن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). فراهم آوردن. ( دهار ) ( ترجمان علامه جرجانی ). دو چیز یا چند چیز را با هم پیوستگی و ربط دادن. ( غی...

فرهنگ عمید

۱. [مقابلِ تصنیف] نوشتن و فراهم آوردن کتابی که مطالب آن را از کتاب های دیگر اقتباس کرده باشند.
۲. (اسم ) اثری که با این روش نوشته شده است.
۳. [قدیمی] پیوند.

فرهنگ معین

( تألیف ) (تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - فراهم آوردن ، گرد آوردن . ۲ - نوشتن کتاب .

دانشنامه آزاد فارسی

تألیف(در لغت به معنی جمع کردن) پرداختن کتابی که در آن از منابع مختلف برای بیان موضوعی خاص بهره گرفته شده باشد؛ همراه با تحلیل مؤلف اثر، به گونه ای که اثر جدید دارای کلیتی واحد و مستقل و متفاوت از منابع و مآخذ باشد؛ یا همۀ آن کتاب، از مطالب دیگران گرد آمده باشد؛ بدون تحلیل مؤلف، مانند کشکول شیخ بهایی که، در این صورت، اثر جدید کلیتی واحد و مستقل و متفاوت از منابع و مآخذ خود ندارد.wikijoo: تالیف...

فرهنگ فارسی

۱- ( مصدر ) فراهم آوردن گرد کردن جمع کردن . ۲- دوستی افکندن دمساز کردن ایجاد الفت میان کسان . ۳- نوشتن کتاب . توضیح برای فرق بین تالیف و تصنیف ۴- جمع کردن هر حرف متصل با متصل عنه . ۵- انتخاب و قرار دادن مواد در یک پرد. نقاشی و بهم پیوستن آنها بطریقی که مجموعه ای کامل از آن حاصل آید. ۶- جمع: تالیفات . یا تالیفا الحان . ترکیب نغمات موسیقی با نظامی موزون . یا تالیف قلوب . ایجاد اتحاد و الفت میان کسان...

مترادف و متضاد

پیوند، ترکیب

ایجاد الفت کردن

دل‌جویی، استمالت، نوازش

پیونددهی، الفت‌دهی، دمسازی

تدوین، تصنیف، جمع‌آوری، گردآوری، نگارش

تدوین کردن، جمع‌آوری کردن، گردآوری کردن

۱. تدوین، تصنیف، جمعآوری، گردآوری، نگارش ۲. تدوین کردن، جمعآوری کردن، گردآوری کردن ۳. ایجاد الفت کردن ۴. دلجویی، استمالت، نوازش ۵. پیوند، ترکیب ۶. پیونددهی، الفتدهی، دمسازی...

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] تألیف، در اصطلاح کتابشناسی، مصدری به معنای دو یا چند چیز را به ترتیبی خاص با هم پیوند دادن یا جمع کردن است. هرگاه این مصدر به جای اسم مفعول بکار رود به معنای کتابی است که در آن مطالب پراکنده از چند منبع با ترتیبی خاص و بهنجار جمع آمده باشد.حدّ و رسمی که متکلمان از تألیف عرضه داشته و آن را مهم تر از ترتیب دانسته اند حاکی از آن است که تألیف در حوزه کتابشناسی دارای مراتب و مدارجی است...

فرهنگ فارسی ساره

گردآوری، نوشته


کلمات مرتبط

  • تألیف
  • تآلیف
  • تألیف
  • تالیف شدن
  • تالیف عقاید مختلف
  • تالیف و تصنیف
  • تالیف و تصنیف کردن
  • تألیف کردن
  • تالیف کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات