Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تاشکل

تلفظ بین المللی : /tˈɑʃkal/ تلفظ :‌ [t'ASkal]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • تاشکلا
  • فاضل تاشکندی
  • تاکلاماکان
  • تاکلوبان
  • تاشکند شهر
  • تاشکند ولایت
  • تشکلپذیر
  • تاشک
  • تشاکل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تاشکل.[ ک ِ ] ( اِ ) آژخ. ( فرهنگ جهانگیری ) ( فرهنگ رشیدی ). آزخ را گویند و آن دانه های سخت باشد که از اعضاء آدمی برمی آید و بعربی ثؤلول گویند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). واژو. ( زمخشری ). بالو. کوک. اَژخ. زخ. زگیل. پالو. سگیل. وارو. و رجوع به آزخ و زگیل شود.

فرهنگ عمید

زگیل#NAME?

= زگیل

فرهنگ معین

(کِ ) (اِ. ) نک زگیل .

فرهنگ فارسی

آژخ بالو .

کلمات مرتبط

  • تاشکلا
  • فاضل تاشکندی
  • تاکلاماکان
  • تاکلوبان
  • تاشکند شهر
  • تاشکند ولایت
  • تشکلپذیر
  • تاشک
  • تشاکل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات