کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : تاشو
تلفظ بین المللی :
/tˈɑːʃo/
تلفظ :
[t'A:So]
پیمایش سریع
گویش مازنی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
رکاب تاشو
صندلی تاشو
کاروانک تاشو
درب تاشو
عسلی تاشو
صندلی تاشو بدون پشتی
هر گونه تختخواب تاشو
اتاق با تخت تاشو
بارگنج تاشو
گویش مازنی
مترادف و متضاد
گویش مازنی
گاوی که تنها به خیش بسته شود
/taa shoo/ گاوی که تنها به خیش بسته شود
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
slipper (اسم)خزنده، تاشو، کفش راحتی، لغزندهfoldaway (صفت)تاشوlissom (صفت)چابک، چالاک، نرم، تاشو، قابل انحناء، بنرمیlissome (صفت)چابک، چالاک، نرم، تاشو، قابل انحناء، بنرمیlithesome (صفت)چابک، چالاک، نرم، تاشو، بنرمیlimber (صفت)خمیده، مطیع، نرم، تاشو، خم شوpliant (صفت)دمدمی مزاج، نرم، تاشو، خم شو، راضی شو، زود راضی شوflexible (صفت)قابل تغییر، نرم، قابل انعطاف، تاشو، خم شو، قابل انحناءjackknife (اسم)...
کلمات مرتبط
رکاب تاشو
صندلی تاشو
کاروانک تاشو
درب تاشو
عسلی تاشو
صندلی تاشو بدون پشتی
هر گونه تختخواب تاشو
اتاق با تخت تاشو
بارگنج تاشو
نظرات