معانی کلمه : تازه به دوران رسیده
فرهنگ عمید
کسی که تازه به ثروت یا مقامی رسیده و مغرور شده باشد.
دانشنامه عمومی
اصطلاحات
معنی اصطلاح -> تازه به دوران رسیده
کسی که به تازگی از مقام / موقعیت پایینی به مقام / موقعیت بالاتری رسیده یا به سرمایه ای دست یافته و رفتار خودنمایانه / فخرفروشانه دارد.
مثال:
من دخترم را به این تازه به دوران رسیده ها نمی دهم. داماد من باید اصل ونسب دار باشد.
کسی که به تازگی از مقام / موقعیت پایینی به مقام / موقعیت بالاتری رسیده یا به سرمایه ای دست یافته و رفتار خودنمایانه / فخرفروشانه دارد.
مثال:
من دخترم را به این تازه به دوران رسیده ها نمی دهم. داماد من باید اصل ونسب دار باشد.
مترادف و متضاد
ندیدبدید، نوخاسته، نودولت، نوکیسه
واژه نامه بختیاریکا
نِیده بین
