معانی کلمه : تازنگ
لغت نامه دهخدا
تازنگ . [ زَ ] (اِ) پیل پایه است و آن ستونی باشد از گچ و سنگ سازند و بر بالای پایهای طاق گذارند، و به این معنی با زای فارسی و رای قرشت هم آمده است . (برهان )(آنندراج ). پیلپایه . (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا). ستون کلفت بزرگ که نام دیگرش فیل پایه است . (فرهنگ نظام ). و رجوع به تارنگ و تاژنگ شود.
فرهنگ عمید
ستونی از گچ یا سنگ که زیر سقف خانه زده شود، پیل پا، پیل پایه.
فرهنگ معین
(زَ ) (اِ. ) ستونی از گچ و سنگ که زیر سقف خانه می زنند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- پیل پایه و آن ستونی باشد که از گچ و سنگ سازند و بر بالای پایه های اطاق گذارند.
دهی از دهستان میداود بخش جانگی گرمسیر شهرستان اهواز ۲۵ هزار گزی جنوب خاوری باغ ملک ۲۵ هزار گزی خاوری راه اتومبیل رو هفتگل به رامهرمز کوهستانی و معتدل و مالاریائی است .
دهی از دهستان میداود بخش جانگی گرمسیر شهرستان اهواز ۲۵ هزار گزی جنوب خاوری باغ ملک ۲۵ هزار گزی خاوری راه اتومبیل رو هفتگل به رامهرمز کوهستانی و معتدل و مالاریائی است .
