Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تارک نشین

تلفظ بین المللی : /tˈɑrek nˈeʃin/ تلفظ :‌ [t'ARek n'eSin]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • پایگاه اب نشین تان تار ا ریسورت
  • فراکسیون مناطق ترک نشین
  • فهرست سرزمین های ترک نشین
  • تاک نشان
  • حسگر تار نوری نشانگرمیانجی
  • تاریک نشان
  • تاک نشاندن
  • فرشته ترک نشان
  • نشانگان ترک بنزودیازپین
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تارک نشین. [ رَ ن ِ ] ( نف مرکب ) کسی که بتارک جای دارد. بالانشین. بلندپایه. رفیع. والامقام :
زمین را منم تاج تارک نشین
ملرزان مرا تا نلرزد زمین.
نظامی.

فرهنگ معین

( رَ. نِ ) (ص فا. ) بالانشین ، بلندپایه ، والامقام .

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- کسی که بتارک جای دارد بالا نشین . ۲- بلند پایه والا مقام .

کلمات مرتبط

  • پایگاه اب نشین تان تار ا ریسورت
  • فراکسیون مناطق ترک نشین
  • فهرست سرزمین های ترک نشین
  • تاک نشان
  • حسگر تار نوری نشانگرمیانجی
  • تاریک نشان
  • تاک نشاندن
  • فرشته ترک نشان
  • نشانگان ترک بنزودیازپین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات