معانی کلمه : تارو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کَنه#NAME?
= کَنه
فرهنگ معین
(اِ. ) کنه که بر گاو و دیگر جانوران چسبد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) کنه که بر گاو و دیگر جانوران چسبد .
رودی است در ایتالیا بطول ۱۳٠ هزار گز .
رودی است در ایتالیا بطول ۱۳٠ هزار گز .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
نام ارتفاعی در سوادکوه
۱تار عنکبوت یا هر چیز نازک ۲نامی بومی برای سگ ۲پشگل گوسفند ...
/taaro/ نام ارتفاعی در سوادکوه & تار عنکبوت یا هر چیز نازک - نامی بومی برای سگ - پشگل گوسفند – پشگل گوسفند که به پشم آن بچسبد
