Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ تارخو

تلفظ بین المللی : /tˈɑrxuː/ تلفظ :‌ [t'ARxu:]
لغت نامه دهخدا
  • رگ تارتود
  • زمان خروج تاخروج
  • سپیدرگ تارتود
  • سرعت خروج تاخروج
  • کات تارو
  • با تارپولین پوشاندن
  • تارتو
  • تارتوف
  • تارخ امین
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

تارخو. ( اِخ ) نام قدیمش «سمندر». قصبه ایست در 150هزارگزی شمال غربی داغستان ،و آن قرارگاه یکی از خانان قالمون بود. سکنه آن تاتار و مسلمانند. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1610 ).

کلمات مرتبط

  • رگ تارتود
  • زمان خروج تاخروج
  • سپیدرگ تارتود
  • سرعت خروج تاخروج
  • کات تارو
  • با تارپولین پوشاندن
  • تارتو
  • تارتوف
  • تارخ امین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات