Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ تارتور

تلفظ بین المللی : /tˈɑrtuːr/ تلفظ :‌ [t'ARtu:R]
لغت نامه دهخدا
  • مایکل تارتور
  • رگ تارتود
  • سپیدرگ تارتود
  • پتاسیم هیدروژن تارترات
  • اسید تارتاریک
  • تارتاروس
  • تارتاریک اسید
  • تارترازین
  • تارتو
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

تارتور. (ص مرکب ) تاریک . (از ولف ). سخت تاریک . (شرفنامه ٔ منیری ) : به منذر چنین گفت بهرام گورکه اکنون که شد روز ما تارتورازین تخمه گر نام شاهنشهی گسسته شود بگسلد فرهی . فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج 7 ص 2099).رجوع به «تار و تور» شود. || تارتار باشد. (شرفنامه ٔ منیری ). پاره پاره . ذره ذره . ریزه ریزه . رجوع به تارو تور شود....

کلمات مرتبط

  • مایکل تارتور
  • رگ تارتود
  • سپیدرگ تارتود
  • پتاسیم هیدروژن تارترات
  • اسید تارتاریک
  • تارتاروس
  • تارتاریک اسید
  • تارترازین
  • تارتو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات