معانی کلمه : تاران
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
تاریک#NAME?
= تاریک
فرهنگ معین
(ص . ) تار، تاریک .
فرهنگ فارسی
تار، تیره، تاریک، تارون هم گفته شده
( صفت ) تار تاریک .
( صفت ) تار تاریک .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: tārān) [تار (= تارک) ، تارک سر ، فرق سر + ان (پسوند نسبت)] منسوب به تار ، تارک ، فرق سر ، تارک سر ؛ (به مجاز) بسیار عزیز و گرامی ؛ (در ترکی) زمین گسترده ، مزرعه .
