Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تاراج زدن

تلفظ بین المللی : /tˈɑrˈɑdʒ zˈadan/ تلفظ :‌ [t'AR'AdZ z'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تاج یا تاجی یا گلی به سر کسی زدن
  • سه تار زدن
  • تاج بر سر زدن
  • تار زدن
  • تاراجیدن
  • تاراج
  • تاراج و حمله
  • تاراج کردن
  • تاراج اصفهانی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تاراج زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) چپاول و غارت کردن. کلمه تاراج در قدیم گاهی با زدن صرف میشده است : و مالهای ایشان جمله تاراج زد. ( فارسنامه ابن بلخی ). اگر مزدک خزانه تو تاراج زند منع نتوانی کردن چون متابع رای او شدی. ( فارسنامه ابن بلخی ص 87 ). رجوع به تاراج شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تاراج کردن .

کلمات مرتبط

  • تاج یا تاجی یا گلی به سر کسی زدن
  • سه تار زدن
  • تاج بر سر زدن
  • تار زدن
  • تاراجیدن
  • تاراج
  • تاراج و حمله
  • تاراج کردن
  • تاراج اصفهانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات