معانی کلمه : تادیب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. ادب کردن، تربیت کردن.
۲. [مجاز] تنبیه کردن.
۲. [مجاز] تنبیه کردن.
فرهنگ معین
( تأدیب ) (تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - تربیت کردن . ۲ - تنبیه کردن .
فرهنگ فارسی
ادب کردن، تربیت کردن، تنبیه کردن
مترادف و متضاد
ادب آموختن
ادب، اصلاح، تربیت
فرهیختن، تربیت کردن، ادب کردن
تنبیه، جزا، عذاب، عقوبت، کیفر، گوشمالی، مواخذه، مجازات
۱. تنبیه، جزا، عذاب، عقوبت، کیفر، گوشمالی، مواخذه، مجازات
۲. ادب، اصلاح، تربیت،
۳. فرهیختن، تربیت کردن، ادب کردن،
۴. ادب آموختن
