Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تاخیر

تلفظ بین المللی : /tˈaxir/ تلفظ :‌ [t'axiR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • تأخیر
  • تأخیر
  • تاخیر بیان از وقت حاجت
  • تاخیر اندازی
  • تاخیر ورود
  • تاخیر کردن
  • تاخیر کن
  • تاخیر کننده
  • تاخیر زمانی گرین وود
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

تأخیر. [ ت َءْ ] ( ع مص ) واپس افکندن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از دهار ). سپس گذاشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). واپس گذاشتن. ( آنندراج ) ( فرهنگ نظام ). واپس بردن. ( آنندراج ). تعقیب و تعویق. ( فرهنگ نظام ). با لفظ کردن و آوردن مستعمل است. ( آنندراج ). با لفظ انداختن و کردن و شدن مصدر مرکب آید، این لفظ در عربی مصدر است اما در فارسی هم مصدر استعمال شود و هم اسم جامد. ( از فرهنگ نظام ) : و ...

فرهنگ عمید

۱. به عقب انداختن.
۲. دیر کردن.

فرهنگ معین

( تأخیر ) (تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - دیر کردن . ۲ - دیر آمدن . ۳ - (اِمص . ) دیرکرد.

دانشنامه آزاد فارسی

تأخیر (latency)
مدت زمان لازم برای عبور یک سیگنال از یک نقطه شبکه به نقطه دیگر آن.
wikijoo: تاخیر

فرهنگ فارسی

دنبال انداختن، عقب انداختن، واپس انداختن
۱- ( مصدر ) دنبال افکندن پس انداختن دیر کردن . ۲- دیر آمدن . ۳- ( اسم ) دیر کرد. جمع : تاخیرات .

دانشنامه عمومی

تأخیر. تأخیر ممکن است به موارد زیر اشاره داشته باشد:تأخیر (مهندسی)دوره تأخیر بیماری هانت تأخیر در موسیقیwiki: علوم مهندسی به بازهٔ زمانی بین محرک و پاسخ گفته می شود. تاخیر محصول محدودیت ذاتی سرعت پدیده های فیزیکی است.تعریف دقیق تاخیر به سامانه ای که در حال مشاهده است و نیز به ماهیت محرک بستگی دارد. در ارتباطات معمولاً کمینهٔ تاخیر را ارزیابی می کنند و در یک سامانهٔ ارتباط دوطرفهٔ مورد اعتماد، تا...

مترادف و متضاد

تعویق، درنگ، دیر ≠ تعجیل، تسریع

۱. تعویق، درنگ، دیر ≠ تعجیل، تسریع
۲. تعلل، دفعالوقت، طفره، مماطله
۳. مطال
۴. دیرکرد
۵. دیرآمد
۶. مهلت، فرصت
۷. دیر کردن
۸. عقب انداختن

suspension (اسم)متارکه، وقفه، تعلیق، ایست، توقف، تاخیر، تعطیل، بی تکلیفی، اندروایی، اویزانی، سوسپانسیون، اندروا، اویزشstick (اسم)وقفه، وضع، چسبندگی، چسبناک، چوب، چماق، عصا، چوب د...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تأخیر. به عقب انداختن عمل از اوّل وقت امکان آن را تأخیر می گویند که از عنوان تأخیر در بیشتر ابواب فقه ـ اعم از عبادات و معاملات ـ به مناسبت سخن رفته و احکامی بر آن مترتّب شده است.عمل به لحاظ ظرف زمانی آن یا دارای امتداد است که انجام دادن آن در تمامی آنات آن زمان ممتد، جایز و صحیح است و یا امتداد ندارد، بلکه فوریت دارد. تأخیر در انجام دادن عمل از نوع دوم ـ مانند تأخیر ازاله نجاست از مس...

فرهنگ فارسی ساره

درنگ، دیرکرد

واژه نامه بختیاریکا

سِپ سِپ؛ سِنگ سِنگ؛دِس دِس

فرهنگستان زبان و ادب

تأخیر
{delay} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] بازۀ زمانی بین دو رویداد در سامانۀ مخابراتی
{retardation} [موسیقی] نوعی تعلیق که به صورت متصل و بالارونده حل می شود
[حمل ونقل درون شهری-جاده ای] ← زمان تأخیر

کلمات مرتبط

  • تأخیر
  • تأخیر
  • تاخیر بیان از وقت حاجت
  • تاخیر اندازی
  • تاخیر ورود
  • تاخیر کردن
  • تاخیر کن
  • تاخیر کننده
  • تاخیر زمانی گرین وود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات