Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تاخت اوردن

تلفظ بین المللی : /tˈɑxt ovˈordan/ تلفظ :‌ [t'Axt ov'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تاخت آوردن
  • سنگ نگاره پیشکش اوران تخت جمشید
  • تاخت
  • تاخت رفتن
  • تاخت و تاز
  • تاخت و تاز کردن
  • تاخت و تاز کردن در
  • تاخت و تازگر
  • تاخت کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( تاخت آوردن ) تاخت آوردن. [ وَ دَ ] ( مص مرکب ) حمله کردن. هجوم کردن : ثُنیان ، موضعی که در آنجا غمّان و تغلب و ذبیان و غیرهم بر بنی عذره تاخت آوردند و ظفر نصیب بنی عذره گردید. ( منتهی الارب ). || مؤاخذه و عتاب سخت کردن ، چنانکه تاخت آوردن به کسی بمعنی سخت اعتراض کردن و ایراد کردن به اوست. رجوع به تاخت و تاختن شود.

فرهنگ فارسی

( تاخت آوردن ) ( مصدر ) ۱- حمله کردن هجوم بردن . ۲- مواخذه عتاب سخت کردن .

کلمات مرتبط

  • تاخت آوردن
  • سنگ نگاره پیشکش اوران تخت جمشید
  • تاخت
  • تاخت رفتن
  • تاخت و تاز
  • تاخت و تاز کردن
  • تاخت و تاز کردن در
  • تاخت و تازگر
  • تاخت کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات