معانی کلمه : تاجور
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. تاج دار.
۲. [مجاز] صاحب تاج وتخت، پادشاه.
۲. [مجاز] صاحب تاج وتخت، پادشاه.
فرهنگ معین
(وَ ) (ص مر. ) ۱ - دارای تاج . ۲ - پادشاه ، سلطان .
فرهنگ فارسی
تاجدار، صاحب تاج وتخت، پادشاه
۱- داری تاج با افسر . ۲- پادشاه سلطان .
۱- داری تاج با افسر . ۲- پادشاه سلطان .
مترادف و متضاد
اورنگنشین، پادشاه، تاجدار، سلطان، شاه ≠ رعیت، مملوک
