Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تاجور

تلفظ بین المللی : /tˈɑdʒvar/ تلفظ :‌ [t'AdZvaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • خانه تاجور
  • تاجورک
  • تاجورا
  • تاجوره
  • تاجوری
  • خلیج تاجوره
  • منطقه تاجوره
  • ابوزید تاجوری
  • التامورا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

تاجور. [ تاج ْ وَ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) این کلمه از تاج ( معرب تاگ ) است با مزید مؤخر «ور». بزبان ارمنی تاگاور ( تاجور ). کنایه از پادشاه. ( آنندراج ). شهریار. تاجدار. مَلِک. سلطان. صاحب تاج. تاج گذارده. شاه. بزرگ. معمم. مکلل. مکلله : از این دو نژاده یکی تاجوربیاید برآرد بخورشید سر.فردوسی.از آن تاجور خسروان کهن بکاوس و کیخسرو آید سخن.فردوسی.اگر پادشاهی بود در گهربباید که نیکی کند تاجور.فردوسی.از...

فرهنگ عمید

۱. تاج دار.
۲. [مجاز] صاحب تاج وتخت، پادشاه.

فرهنگ معین

(وَ ) (ص مر. ) ۱ - دارای تاج . ۲ - پادشاه ، سلطان .

فرهنگ فارسی

تاجدار، صاحب تاج وتخت، پادشاه
۱- داری تاج با افسر . ۲- پادشاه سلطان .

مترادف و متضاد

اورنگ‌نشین، پادشاه، تاج‌دار، سلطان، شاه ≠ رعیت، مملوک


کلمات مرتبط

  • خانه تاجور
  • تاجورک
  • تاجورا
  • تاجوره
  • تاجوری
  • خلیج تاجوره
  • منطقه تاجوره
  • ابوزید تاجوری
  • التامورا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات