( صفت ) بمنزل. افسر بردار اعدام بر سردار : (( خدیو تاجدارانی و آن کو همچو تیغ تو دو رویی کرد در ملکت سر او تاج دار افتد. ) ) ( بدر چاچی )
( صفت ) ۱- دارند. تاج نگاهدارند. افسر حامل افسر . ۲- پادشاه سلطان . ۳- بزرگ سرور ارجمند. ۴- نگهبان و محافظ تاج . ۵- خانه و مخزن تاج تاج خانه. ۶- گیاه صاحب تاج و اکلیل چتری ذواکلیل . یا تاجدار فلک .خورشید.