معانی کلمه : تاثر
لغت نامه دهخدا
تأثر. [ ت َ ءَث ْ ث ُ ] ( ع مص ) بر اثر رفتن. ( منتهی الارب ). پس چیزی رفتن. ( آنندراج ). || پذیرفتن اثر چیزی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). قبول اثر کردن. ( ناظم الاطباء ). نشان ماندن در چیزی. ( آنندراج ). رجوع به تأثیر شود.
فرهنگ عمید
۱. اثر پذیرفتن، قبول اثر کردن.
۲. اندوهگین شدن.
۲. اندوهگین شدن.
فرهنگ معین
( تأثر ) (تَ أَ ثُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - اندوهگین شدن . ۲ - اثر پذیرفتن .
دانشنامه آزاد فارسی
تأثّر (pathos)
در روان شناسی، برانگیخته شدن احساساتی چون ترحم، غمگینی، یا هم دردی عمیق در هر شخص، نسبت به انسان یا حیوان.
در روان شناسی، برانگیخته شدن احساساتی چون ترحم، غمگینی، یا هم دردی عمیق در هر شخص، نسبت به انسان یا حیوان.
wikijoo: تاثر
فرهنگ فارسی
اثرپذیرفتن، قبول اثرکردن، اندوهگین شدن
۱- ( مصدر ) اندوهگین شدن . ۲- بر اثر رفتن پس چیزی رفتن . ۳- نشان پذیرفتن قبول اثر کردن . ۴- ( اسم ) اندوهگینی . ۵- ( اسم ) اندوه . جمع : تاثرات .
۱- ( مصدر ) اندوهگین شدن . ۲- بر اثر رفتن پس چیزی رفتن . ۳- نشان پذیرفتن قبول اثر کردن . ۴- ( اسم ) اندوهگینی . ۵- ( اسم ) اندوه . جمع : تاثرات .
مترادف و متضاد
اثرپذیری
اندوه، اندوهگینی، انفعال، حزن، دلتنگی، رقت، غم ≠ شعف
۱. اندوه، اندوهگینی، انفعال، حزن، دلتنگی، رقت، غم
۲. اثرپذیری ≠ شعف
