معانی کلمه : تاتین
لغت نامه دهخدا
تاتین . [ ی َ ] (اِخ ) رجوع به تاتیان شود.
تاتین. [ ی َ ] ( اِخ ) رجوع به تاتیان شود.
تأتین. [ ت َءْ ] ( ع مص ) بچه نگونسار زادن زن. ( ناظم الاطباء ).
تأتین. [ ت َءْ ] ( ع مص ) بچه نگونسار زادن زن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
بچه نگونسار زادن زن
