معانی کلمه : تابو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلام یا عملی که گفتن یا انجام دادن آن به دلیل ممنوعیت های شرعی یا عرفی ناپسند است.
فرهنگ معین
[ فر . ] (اِ. ) ۱ - تحریم اجتماعی یک عمل یا یک کلمه به طور رسمی . ۲ - شخص ، چیزی یا جایی که برای افراد یک قبیله تحریم شود. ۳ - هر چیز نذری یا مقدسی که نزدیک شدن و دست زدن به آن ممنوع باشد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مقدس
مترادف و متضاد
مقدس
لفظ حرام
۱. لفظ حرام
۲. مقدس
۳. حرام
taboo (اسم)
حرام، تابو، منع یا نهی مذهبی، حرام شمرده
tabu (اسم)
حرام، تابو، منع یا نهی مذهبی، حرام شمرده
