Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تابو

تلفظ بین المللی : /tˈɑbo/ تلفظ :‌ [t'Abo]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • تابو امبکی
  • تابو تتو
  • تابو سفولوشا
  • تابو منگومنی
  • امبکی تابو
  • توتم و تابو
  • ال تابو شیلی
  • خوردنی های تابو
  • فرودگاه تابو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

تابو. ( اِ ) اززبان پولی نزی تابو و تاپو بمعنی مقدس و ممنوع. طبق آیین پولی نزیان ، شخص یا چیزی را که دارای سجیه مقدس باشد و از تماس با دیگران ممنوع بود، تابو گویند. مؤلف قاموس الاعلام ترکی گوید: این نام را اهالی جزایر واقعه در بحر محیط کبیر به یک معبود موهوم و خیالی و بطور اصح به مقدسات و اشیاء محبوب خویش اطلاق نمایند، همین که بر چیزی ذی روح یا بی روح اطلاق شد تمام افراد بتعظیم و احترام بلکه به پ...

فرهنگ عمید

کلام یا عملی که گفتن یا انجام دادن آن به دلیل ممنوعیت های شرعی یا عرفی ناپسند است.

فرهنگ معین

[ فر . ] (اِ. ) ۱ - تحریم اجتماعی یک عمل یا یک کلمه به طور رسمی . ۲ - شخص ، چیزی یا جایی که برای افراد یک قبیله تحریم شود. ۳ - هر چیز نذری یا مقدسی که نزدیک شدن و دست زدن به آن ممنوع باشد.

دانشنامه آزاد فارسی

تابو (taboo)(در زبان پولینزیایی، به معنای آن چیزی است که تماس با آن قبیح است) آنچه به لحاظ دینی یا از منظری ماورای طبیعی حرام است. این اصطلاح در روان شناسی و علوم اجتماعی برای اعمالی به کار می رود که عموماً با فشارهای اجتماعی یا دینی منع شده اند؛ زنای با محارم ازجملۀ آن ها است که در بیشتر جوامع منع دارد.wikijoo: تابو...

فرهنگ فارسی

( اسم )طبق آیین پولینزیان شخص یا چیزی را که دارای سجی. مقدس و از تماس با دیگران ممنوع باشد تابو گویند. نیز اهالی جزایر واقع در اقیانوس کبیر (( تابو ) ) را به معبودی خیالی و موهوم و بتعبیر اصح بمقدسات و اشیائ محبوب خویش اطلاق نمایند . همینکه این نام بچیزی ذی روح یا بی روح اطلاق شد هم. افراد بتعظیم و احترام بلکه به پرستش و ستایش او مجبور و مجذوب میشوند و هر که در این باره سهل انگاری کند منفور و مظهر...

دانشنامه عمومی

مقدس

تابو (ابهام زدایی). تابو به رفتارها و عادات اجتماعی ممنوعه گفته می شود؛ همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:تابو (بازیگر)تابو (خواننده رپ)تابو (فیلم ۱۳۹۳)تابو (فیلم ۱۹۳۱)تابو (فیلم ۲۰۰۲)تابو (فیلم ۲۰۱۲)تابو (مجموعه تلویزیونی)wiki: انگلیسی نیز از آن مشتق شده است.این فیلم، آخرین فیلمِ فریدریش ویلهلم مورنائو بود و وی یک هفته قبل از اکران آن در نیویورک در یک سانحهٔ رانندگ...

مترادف و متضاد

مقدس

لفظ حرام

۱. لفظ حرام
۲. مقدس
۳. حرام

taboo (اسم)
حرام، تابو، منع یا نهی مذهبی، حرام شمرده

tabu (اسم)
حرام، تابو، منع یا نهی مذهبی، حرام شمرده

کلمات مرتبط

  • تابو امبکی
  • تابو تتو
  • تابو سفولوشا
  • تابو منگومنی
  • امبکی تابو
  • توتم و تابو
  • ال تابو شیلی
  • خوردنی های تابو
  • فرودگاه تابو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات