کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تابنکو
تلفظ بین المللی :
/tˈɑbnakˌuː/
تلفظ :
[t'Abnak,u:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
تابکون
تانکو
تانکوت
تانکوبون
تانکولونگا
فرودگاه تانکوئری فیورد
لیام تانکوک
معمر تانکوویچ
امبکی تابو
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
تابنکو. ( اِخ ) حمید. برادر براق حاجب قتلغخان مؤسس حکومت قره ختائیان کرمان است و سومین حکمران سلسله مزبور هم سلطان قطب الدین محمد پسر تابنکو بوده و این سلاله در دوره فترت مغول تشکیل شد. ( قاموس الاعلام ترکی ).
کلمات مرتبط
تابکون
تانکو
تانکوت
تانکوبون
تانکولونگا
فرودگاه تانکوئری فیورد
لیام تانکوک
معمر تانکوویچ
امبکی تابو
نظرات