معانی کلمه : تابعیت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
تابع بودن، پیروی کردن.
فرهنگ معین
(بِ یَّ ) [ ع . ] (مص جع . ) ۱ - پیروی کردن ، اطاعت کردن . ۲ - از افراد یک کشور و دولت بودن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
رابطۀ سیاسی و معنوی و حقوقی که شخصی را به دولت معینی مرتبط میکند متـ . ملیت
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
تبعه، قومیت، ملیت ≠ سرکشی، نافرمانی
اطاعت، انقیاد، فرمانبرداری، پیروی، تبعیت
۱. تبعه، قومیت، ملیت
۲. اطاعت، انقیاد، فرمانبرداری، پیروی، تبعیت ≠ سرکشی، نافرمانی
دانشنامه اسلامی
فرهنگستان زبان و ادب
{nationality} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] رابطۀ سیاسی و معنوی و حقوقی که شخصی را به دولت معینی مرتبط می کند
متـ . ملیت
