معانی کلمه : تابستان خوابی
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
مجموعۀ تغییراتی که براثر گرما و خشکی در بعضی از موجودات زنده رخ میدهد و آنها را به حالت رخوت فرومیبرد
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{aestivation / estivation , summer dormancy, torpidity} [زیست شناسی] مجموعۀ تغییراتی که براثر گرما و خشکی در بعضی از موجودات زنده رخ می دهد و آنها را به حالت رخوت فرومی برد
