کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تاب-چیزی-یا-کاری-را-داشتن | کلماتور
معنی کلمه : تاب چیزی یا کاری را داشتن
تلفظ بین المللی :
/tˈɑb tʃˈizi jɑː kˈɑri rɑ dˈɑʃtan/
تلفظ :
[t'Ab tS'izi jA: k'ARi RA d'AStan]
پیمایش سریع
اصطلاحات
کلمات مرتبط
تاب چیزی را اوردن
برای چیزی بی تاب شدن
تاه چیزی را گشودن
سیر تا پیاز چیزی را گفتن
تنها چیزی که تا حالا خواستم
چرخ ریسک تاب لانه چینی
تاس ماهی چینی
پرستوی دریایی تاج دار چینی
تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها
اصطلاحات
اصطلاحات
معنی اصطلاح -> تاب چیزی / کاری را داشتن
تحمل چیزی / توانایی انجام کاری را داشتن
مثال:
از خستگی از پا درآمده بود و دیگر تاب راه رفتن نداشت.
کلمات مرتبط
تاب چیزی را اوردن
برای چیزی بی تاب شدن
تاه چیزی را گشودن
سیر تا پیاز چیزی را گفتن
تنها چیزی که تا حالا خواستم
چرخ ریسک تاب لانه چینی
تاس ماهی چینی
پرستوی دریایی تاج دار چینی
تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها
نظرات