بیگلربیگی. [ ب َ / ب ِ ل َ ب َ / ب ِ ] ( ترکی ، اِ مرکب ) بکلربگی. بیکلربیکی. در تعلیقات تذکرةالملوک که کتابیست در سازمان حکومت صفویه از مستشرق شهیر مینورسکی آمده است که : بیگلربیگیان حکامی بودند که از پایتخت تعیین می گشتند اما گاه در مورد بخصوص این سمت موروثی بود. در خاتمه کتاب تذکرة الملوک فهرست تفصیلی از بیگلربیگیان و حکام زیردست آنان بدست می دهد و قزوین را یکبار مقر حکومت بیکلربیکی یا بیگلربیگ...
فرهنگ عمید
بیگلربیگ#NAME?
= بیگلربیگ
دانشنامه آزاد فارسی
بیگْلَرْبِیْگی(یا: بیکلربیکی) مقام و منصب بیگلربیک، حاکمی که از پایتخت تعیین می شد. واژه ای ترکی است و به امیران و حاکمان استان ها و ولایات اطلاق می شد که مقام آن ها در دوره های مختلف یکسان نبود. در دورۀ صفوی در ابتدا این عنوان مخصوص حاکمان استان های مهم بود، ولی در سال های بعد بیگلربیگی ها مهم ترین فرد پس از اعتماد السلطنه (صدراعظم) بودند. ظاهراً این اصطلاح در زمان شاه عباس اول صفوی باب شد؛ چون پ...
فرهنگ فارسی
مقام و منصب بیگلربیگ
دانشنامه عمومی
بیگلربیگی، یکی از منصب های لشکری در ایران از قرن هفتم تا دوازدهم هجری، به معنی حاکم و فرمانده نظامی ایالات بزرگ و سرحدها و گاه فرمانده کل قوا. بیگلربیگی (بیگ بیگها) واژه ای ترکی است که گاه با امیرالامرا (امیرامیران یا می رمیران) و گاه با سردار، امیر اُلُوس (=قبیله) به گونه ای مترادف به کار رفته است.برخی یکی از معانیِ بیگ را امیر دانسته و برخی دیگر برآن اند که واژه بیگ به کسی اطلاق می شده که قرار ب...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] بِیْگْلَرْبِیْگی، عنوانی مرکب از بیگ (= امیر)، لَر (= نشانۀ جمع) و ی (= پسوند اضافۀ ترکی) به معنای امیر امیران، یا امیرالامرا می باشد.واژۀ بیگ یا بگ در زبان ترکی پیشینه ای کهن دارد و در سنگ نبشتۀ اُرخُن و سایر سنگ نبشته ها و متون دیگر ترکی به کار رفته است و در آن دوران به معنای رئیس طایفه یا قبایل کوچک، کارگزار نظامی و اداری خاقان بوده، که بر اثر دگرگونی روابط اجتماعی تغییر معنی داده اس...